روزی یک تیمسار سوار تاکسی شد. راننده ی تاکسی از او پرسید:

روزی یک تیمسار سوار تاکسی شد. راننده ی تاکسی از او پرسید: آقا شما سرهنگ هستید؟
تیمسار تواضع به خرج داد و گفت : بله!
راننده تاکسی گفت : پس مرض داری لباس تیمسارها رو می پوشی؟ :|
دیدگاه ها (۲)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.22(روایت از زبان ا.ت)...

حواست هست داری چی رو خرج می‌کنی؟! ⏳هر طلوع خورشید، فقط یک رو...

سلام ، هیچ کسی متوجه نیست جز شما تندروهای خودشیفته ! هر وقت ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رها🦋 اگر روزی از تو درباره ی من پرسیدند با آن ها بگو لجباز ب...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت16ویو اتات:ج...

ظریف: اگر لازم باشد باید برای بقای کشور به توافق‌نامه‌ای شبی...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆به طبقه‌ی پایین رسیدیم.تهیونگ ...

🧵✨ فقط لباس طراحی نمی‌کنی؛ آینده‌ات رو می‌سازی!از طراحی و دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط