{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
پارت16
ویو ات
ات:جلسه گذاشتین
جونگکوک:پات
ات:آها پامو میگی خوب شد یادتون رفته من ی خون آشامم
نامجون:پس چرا همون لحظه تبدیل نشدی
نشستم تا واسشون توضیح بدم
ات:اون موقع اگه خون آشام بودم زحمت تو دو دقیقه خوب میشدن ولی اگه نه نبودم تا بخوام تبدیل بشم چون خیلی ضعیف بودم نمیشه
فهمیدین
تهیونگ:اره اوکیه
ات:غذا خوردین
نامجون:نه هنوز
ات:پس ی لباس بپوشین میریم رستوران
جیهوپ:ما که لباس نداریم
ات:الان میارن
یکدفعه یکی از بادیگارد ها با کلی کت و شلوار اومد داخل خونه
بادیگارد:بفرما خانوم
ات:مرسی می تونی بری
ات:اینم لباس دیگه چی من رفتم اماده بشم شما هم لباس بپوشید
من رفتم اماده شدم منتظر بودم که آماده بشن که دیدم هفتا پسر جذاب با هم پایین اومدن
ات:واووووو
همشون به این ریکشنی که نشون دادم خندیدن
ات:بریم
سوار ی ون شدیم و رفتیم داخل رستوران
کارکنا تا منو دیدن همشون سرشون رو خم کردن
.....
دیدگاه ها (۰)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

دختر تنها{3}

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

.......//برده ی زیبا//.......

پارت دهمفلش بک : کوک. وقتی ات رفت لباسشو عوض کنه به ته و جی ...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط