{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

▫ ️▫ ️▫ ️▫ ️▫ ️▫ ️▫ ️

▫ ️▫ ️▫ ️▫ ️▫ ️▫ ️▫ ️
من منتظرت بودم و دیگر نفسم رفت
مانند هوا بودم و آن خوار و خسم رفت

برفی شده موهایِ سرم مثل زمستان
من پیر شدم از غم تو، آن هوسم رفت

افتاده دلم در قفسِ عشقِ قشنگت
آن مرغِ خوش الوانِ دلم از قفسم رفت

یک عمر ز اندوه و غمت سوخته ام من
از شدت عشقت همه یِ کار و کسم رفت

تا لحظه آخر شده ام چشم به راهت
شاید تو بیایی، چه کنم، من نفسم رفت
دیدگاه ها (۱)

فیک جونگکوک خواب های واقعی

من منتظرت بودم و دیگر نفسم رفتمانند هوا بودم و آن خوار و خسم...

من منتظرت بودم و دیگر نفسم رفتمانند هوا بودم و آن خوار و خسم...

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم...

میخواهم و میخواستمت ، تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشق تو ب...

میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بودمیسوختم از حسرت و عشق تو بَ...

شعله بیدار میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بود میسوختم از حسر...

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمیسوختم از حسرتو و عشق تو بسم...

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمیسوختم از حسرتو و عشق تو بسم...

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمیسوختم از حسرتو و عشق تو بسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط