{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بود

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بود
می‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود

عشق تو بسم بود، که این شعلهٔ بیدار
روشنگر شب‌های بلند قفسم بود

آن بخت گریزنده دمی‌ آمد و بگذشت
غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آغوش تو، هیهات، که یک عمر
تنها نفسی‌ با تو نشستن هوسم بود

باﷲ، که بجز یاد تو، گر هیچ کسم هست
حاشا، که بجز عشق تو، گر هیچ کسم بود

سیمای مسیحایی‌ اندوه تو، ای عشق
در غربت این مهلکه فریادرسم بود

لب‌بسته و پر سوخته، از کوی تو رفتم
رفتم، به خدا گر هوسم بود، بسم بود..
دیدگاه ها (۳۶)

میخواهم و میخواستمت ، تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشق تو ب...

می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو ...

میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بودمیسوختم از حسرت و عشق تو بَ...

شعله بیدار میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بود میسوختم از حسر...

میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بودمیسوختم از حسرت و عشق تو بَ...

💞می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو...

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمیسوختم از حسرت و عشق تو بسم ...

میخواهم و میخواستمت؛تا نفسم بودمیسوختم ازحسرت وعشق تو بسم بو...

می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو ...

❤ ️❤ ️🌹 🌹 ❤ ️❤ ️می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط