الیسا:جرعت یا حقیقت

الیسا:جرعت یا حقیقت
ته:جرعت
الیسا :هااااا وایستا فکر کنم
ا/ت داخل گوش الیسا گفت : بگو اون کسی که توی جمع دوست داری رو ببوس
الیسا :خب اونی که تو این جمع دوست داری رو بغل کن
ا/ت :ولی من گفتم بگو ببوسهههههه
ته:اومممممم کوک بیا بغلم
کوک:چی من
ته:آره پس کی؟
کوک(یه نگاه به ا/ت کرد و همزمان با ا/ت گفت) ما نمیدونم ولی شایددد الیسا باشه
که الیسا افتاد دنبال ا/ت و ته هم با بالشت نشونه گرفته بود بزنه تو سرش که نامجون گفت بسه دیگه
نامجون:بسههههههههههه میدونم فکر میکنین اینجا تویله هست خب درست فکر میکنین ولی الان باید بگیرید بمیرید
.. نه چیزه بخوابین
همه: زدن زیر خنده
ا/ت:(خوابالو) آره بریم بخوابیم منم خوابم میاد
همه ی اعضا خوابیدن .....

ویو صبح : صبح هنوز نشده بود و ساعت ۴ بود ا/ت بلند شد و در اتاق کوک و ته رو باز کرد و قتی اومد آب رو ریخت دید کوک بیدار نشد و یهو یه نفر آب ریخت روی سرش بله اون کوک بود و ته که پایین تخت خوابیده بود آب ها از روی تخت ریخت روی اون و انگار برقگرفتش بیدار شد
و بلند گفت : نکنید احمقا میخواید بکشیم
ا/ت : کوک خفت میکنم
تا کوک اومد فرار کنه و از اتاق خارج بشه الیسا درو باز کرد قشنگ خورد تو سر کوک
الیسا : اول صبحی چه گوهی میخورین ا/ت تو اینجا چه غلطی میکنی ها
ا/ت : کوک آب ریخت روم
کوک:چی من اول تو میخواستی روی من آب بریزی
ا/ت گگگگ
الیسا ا/ت رو گرفته بود و ته هم کوک رو آخر هممممممممم به تفاهم نرسیدن و الیسا ا/ت روبرد توی اتاق و ته هم تخت رو عوض کرد
ویو ا/ت
الیسا منو کرد تو حموم منم یه دوش نیم مینی گرفتم اومدم بیرون الیسا موهامو خشک کرد و منو برد روی تخت و
موهامو نوازش کرد و گفت
الیسا:ا/ت چرا انقدر کرم می‌ریزی آخه
ا/ت همش اون شروع میکنه
الیسا:هوفففففففففففف
الیسا : ا/ت یک چیز بهت میگم آشوب به پا نکن
ا/ت باشه بگو
الیسا: خب

خدافظ میدونم دیر شد ولی خب کرم دارم راستی






















خماریییییییییییییی 😀😃
دیدگاه ها (۱۰)

الیسا:تو برو به کوک بگو که ا/ت میخواد روش آب بریزه دیگه نمید...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

پارت ۴

تکپارتی جونگ کوک

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط