پارت .دو . ای لاو یو جی ی کی

پارت .دو . ای لاو یو جی ی کی
«ویو ات»
او مای گاددددد تهیونگ چه چیزایی یاد بچم داده ☺️🔪
آت:عمو تهیونگ بهت چی گفته؟
لیا (اسمش یادم نمیاد اگه اشتباهه به بزرگی خودتون ببخشید):کفته بوت تو و بابایییییی هرشب لخT میسید و بوش بوشی میکنیددد
جونگکوک:خب عموت راست گف......(آت جو دهنشو گرفت)
آت :بابایی میخواست بگه عموت اشتباه گفته ، توهم دیگه اینا رو تکرار نکنیا
لیا:باجه
جونگکوک :خب آتی جونم ،صبحونه چی درست کردی؟
آت: پنکیک و موز توت فرنگی، وافل و بولوبری، تست و نوتلا، آب پرتقال ، تخم مرغ
لیا رفت یدونه پنکیک توی دهن کوچیکش جا کرد*
آت:لیا فعلا نباید بخوریییییی
جونگکوک هم رفت یدونه پنکیک یجا گذاشت توی دهنش*
آت:جونگکوککککککککککککککککککککککککککککککککک
کوک:قلط کردممممممممم(بخدا فیکه)
آت:خب حالا بیاید بخوریم(ذهن آت:اگه من شب تنبیهت نکردم کوک ، هنوزم یادم نرفته روز تولدم برات مهم نبود)
ده مین بعد*
«ویو ات»
وسط صبحونه بودم که یهو لیا گفت
لیا:مامانی من یه داداجی یا اجیعی می‌خوام
.............................
دیدگاه ها (۰)

ازدواج اجباری پارت:¹⁸میرسن گاراژ اما چان هو هنوز نیومده که ب...

ارباب کوک p14ویو جونگکوک جین: از ات پرسیدیکوک: هنوز نه نمیدو...

𝓹𝓪𝓻𝓽 19ات ویو برگشتم خونه تا پنکیکارو درست کنم خب من از آجیم...

پرش زمانی فرداویو کوکآدرس عمارتش و پیدا کردم و الآنم خیلی مس...

فیک فن

قلب شیشه پارت⑨⑤ات: لیا بزن بریملیا: باشه من یواش در رو باز م...

پارت ۱ فصل ۲

قدرت یا عشق

p2

چند پارتی کوک ازدواج‌اجباری p:1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط