پارت اخر

من نمیزارم تو اینجوری زندگی کنی از پشت بهش گفتم

+ات من نمیزارم تو اینجوری زندگی کنی من از اینجا میرم ولی مطمئنم باش یه روز برمی‌گردم و میام سراغت

_بیخیال بابا چرت پرت نگو

+باشه میبینیم کی چرت پرت میگه



چن سال بعد

از زبان تهیونگ :
من تونستم یه مافیای قدرتمند و قوی بشم که کل کره ازش وحشت دارن از اون خراب شده هم اومدم بیرون و الان خیلی قوی و پولدار شدم ولی ات با لجبازی هایی که میکرد هنوز تو همون گورستونه و از دور حواسم بهش هست ولی دیگه تموم شد الان فک میکنم وقتشه که برم سراغش به نگهبانا گفتم برن بیارنش

نگهبان:قربان اوردیمش

+بیارش داخل

آوردنش تو با دیدن من کپ کرد

_ت....تهیونگ خودتی

+چیه فک نمی‌کردی یه روزی دوباره منو ببینی بیبی

_چ....چی

+یادته گفتم زنم بشو از همون موقت من عاشقت شدم و هنوزم هستم قراره واسه همیشه مال من باشی بیبی

_چی داری میگی تهیونگ

+همون که شنیدی اخبار رو یه بار میگن من عاشقتم و قرار نیس دیگه ازپیش من تکون بخوری کیم ات

بعد رفت جلو و بغلش کرد و بوسه ای به لباش زد و بعد باش ازدواج کرد و بچه دار شدن و کلا زندگیشون تغییر کرد


پایان ❤️

یعنی ببین این ازهمه فیکام کصشر تر شد خیلی بد بود می‌دونم 😂
دیدگاه ها (۷۵)

مربی موتور سوار

#میکاپ_آرتیست_من

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

dark life = 33

Part 2

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

پارت ۶

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط