ددی خشن من chapter 30
ویو.ا٫ت :
توی خونه منتظر بل و جان بودم .تا اینکه صدای در اومد سریع رفتم پیششون ...
•تو خوبی
+جنازه ها رو چیکار کردین
∆پشت ماشین انداختمشون
• کلاوس جنا هنوز کار میتونه کنه
¢ کار نمیکنه اما ازش بخوایم شاید تونست کمکمون کنه
• من میرم دنبالش
+ منم میام
¢من این اجازه ندارم بزارم تو بدون بادیگارد بری بیرون .پس همینجا بمون و با جان یک دست پاستور بازی کن
+ ولی من که بلد نیستم
∆بلد نیستی
+ نه
∆ اینو نشنیده میگیرم.یوقت جایی نگی خب.
+ خب
¢ چیزی لازم نداری مثل لباس زیری چیزی
+ عموووو
¢ خب چیه مگع ، همه از این لباسا میپوشن
+ آخه باید بلنده بگی
¢ چی میخوای پس
+فقط شارژر گوشیم رو بیار
• اه راستی یادم رفت .بیا گوشیت رو بگیر .جاش گذاشته بودی ، اومدیم که بهت بدیمش که.....
+ ممنونم کع اون موقع پیشم بودید اگه شما ها نبودین معلوم نبود چه بلایی سر من و عمو میاومد.
•مراقب خودتون باشین ما زودی میایم
∆مراقب خودت باش عزیزم
+خداحافظ
∆ خب بریم باهم پاستور بازی کنیم
+ گفتم من بلد نیستم
∆کاری نداره که خودم یادت میدم .بیا بشین تا من برم یکم سوجو بیارم بزنیم بر بدن
+اوکی
...........
توی خونه منتظر بل و جان بودم .تا اینکه صدای در اومد سریع رفتم پیششون ...
•تو خوبی
+جنازه ها رو چیکار کردین
∆پشت ماشین انداختمشون
• کلاوس جنا هنوز کار میتونه کنه
¢ کار نمیکنه اما ازش بخوایم شاید تونست کمکمون کنه
• من میرم دنبالش
+ منم میام
¢من این اجازه ندارم بزارم تو بدون بادیگارد بری بیرون .پس همینجا بمون و با جان یک دست پاستور بازی کن
+ ولی من که بلد نیستم
∆بلد نیستی
+ نه
∆ اینو نشنیده میگیرم.یوقت جایی نگی خب.
+ خب
¢ چیزی لازم نداری مثل لباس زیری چیزی
+ عموووو
¢ خب چیه مگع ، همه از این لباسا میپوشن
+ آخه باید بلنده بگی
¢ چی میخوای پس
+فقط شارژر گوشیم رو بیار
• اه راستی یادم رفت .بیا گوشیت رو بگیر .جاش گذاشته بودی ، اومدیم که بهت بدیمش که.....
+ ممنونم کع اون موقع پیشم بودید اگه شما ها نبودین معلوم نبود چه بلایی سر من و عمو میاومد.
•مراقب خودتون باشین ما زودی میایم
∆مراقب خودت باش عزیزم
+خداحافظ
∆ خب بریم باهم پاستور بازی کنیم
+ گفتم من بلد نیستم
∆کاری نداره که خودم یادت میدم .بیا بشین تا من برم یکم سوجو بیارم بزنیم بر بدن
+اوکی
...........
- ۷.۷k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط