داشتم تو خیابون قدم میزدم همین جور با فندکم هم بازی میکرد

داشتم تو خیابون قدم میزدم همین جور با فندکم هم بازی میکردم.
پلیس رد شده میگه :اون چیه؟ فندکه؟
میگم :پ ن پ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!!!
میگه :پ ن پ وزهر مار، سوار شو بریم.
میگم :کلانتری؟
میگه :پ ن پ میبرمت لندن
دیدگاه ها (۳۶)

#پارت_113آقای مافیا ♟🎲سوسن چشم غزه ای به سامیار رفت+ هوی اون...

چند پارتی

پارت ۸کوک: من عاشقتم بشررررر(چقدر...عیووو😂🤣)و همو بغل کردیم....

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ꫂৎدوران تاریکی زندگی جی و کیفرꫂ...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

انتقام یا عشق

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 2+میگم لارا•جونم بگو+نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط