سلام بر تو پدر مهربان و معلم درس زندگیم

سلام بر تو پدر مهربان و معلم درس زندگیم

آنگاه که به جهان چشم گشودم صدای اذان تو در گوشم طنین انداز شد

آرام در گوشم خواندی هرکجا هستی یادت باشد کسی در نظاره گر اعمال ماست

آنگاه راه رفتن و چگونه گام برداشتن در مسیر زندگی را به من آموختی

سال ها از زندگینم می گذرد ولی هنوز گام هایم را در همان مسیر بردارم

به من آموختی که صلابت را از کوه بیاموزم

در کلاس اول آرام در گوشم خواندی امروز باید قلم در دست گیری و بنگاری

گفتی باید از امروز همه چیز را ثبت کنی تا یادت بماند قصه های زندگیت را

گفتی خوبی دیگران را با قلم زرین بنویس تا همیشه در زندگیت بدرخشد

یادت می آید آن هنگام که به من گفتی کلمات را بخش کن از

 آنجا بود که فهمیدم می توان مهربانی را

بخش کرد و آن را بین دیگران پخش کرد

هنوز صدای نوازش گچ بر روی تخته برایم تداعی کننده خاطرات با تو بودن است

تو برایم عشق را در کلاس محبت ترجمه کردی

آری سادگی را از تو آموختم ،آموختم تصمیم بگیرم همچون کبری

استاد و پدر بزرگوار حرف ها زیاد است اما قلم نای نوشتن ندارد و دفترم از عرق شرم خیس شده است و واژه هایم ناتوانند از اینکه برای چون تویی بنویسند

الگوی زندگی من ،مهربانم روزت مبارک
دیدگاه ها (۳)

#یا_علی جان... ❤️#نام تو که می‌آید، #دل آرام می‌گیرد؛#انگار ...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 28یونگی که کنار دیوار ایستاده بو...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ویکم 𓆪 🖤🥀دختر لبخندش را از دست داد.ـ «یون...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

Twenty four

پارت۴۶اعلامِ پدرصبح، عمارتِ کیم برخلاف همیشه شلوغ بود. ماشین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط