{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«عشق پولی پارت۳۷»

«عشق پولی پارت۳۷»
دختره قشنگ عصبی بودن ازش میبارید ک یهو تو گوشت گف:میدونم ک تو رو واسه تن فروشی دزدیدن
+چ.چرت نگو بابا
#حالا بعدا میفهمی کی چرت میگه
ازمایشتون تموم شد و رفتین سر کلاس ک اون دختره ی نگاه تیزی بهت کرد و رفت جلو ک استاد اومد
استاد:یورا بشین سر جات میخوام درس بدم
یورا رفت نشست و تو خیالت راحت همون لحظه ی پاکتی از تو کیفش در اورد هی بهت نگاه میکرد خیلی نگران بودی
=سول آ چیزی شده؟؟
+عان
زنگ خورد رفتین استراحت کردین داشتین میرفتین تو ک دیدین همه‌جمع شدن اصلا نگاه ب کسی نکردی خپاستی بری بشینی ک هیون دستتو محکم گرفت وقتی داشتی هیونو نگاه میکردی متوجه عکسای رو دیوار شدی از شدت عصبی بودن افتادی رو صندلی و هیون هی ارومت میکرد
=کیییی این عکسارووو کذاشتههه(اربده)
#بچه ها بشینی سر حاتون میخوام ی چیزی بگم حتما خیلی کنجکاوین بدونین ک قضیه چیه قضیه اینه ک اسم اصلی سول آ ا.ت هست و اون ی ت/ن فروشه
دیدگاه ها (۲)

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

سناریو مایکی پارت ۲

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

سناریو بونتن پارت۲

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط