{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 7

پارت 7

رمان ✨عشق مدرسه ای✨


هیونجین: باشه گلم 🎀


فیلم ترسناک رو گذاشتند

وسط های فیلم بود که یک جای هیجانی و ترسناکش بود

ات یک دقیقه همینجور یکه بغل هیون نشسته بود هیون هم داشت با دقت نگاه میکرد ات یهو ترسید صورتش رو توی سینه ی هیون فرو برد و گریش گرفت( ات فوبیا دلقک داره و داشتند فیلم ایت میدیدند) 😂
هیونجین که متوجه ات شد سریع تلویزیون. خاموش کرد و سر ات رو بالا اورد گفت:

هیونجین: ات من چی شده ؟ عشقم ملکه قلبم؟ ( اروم و با ناز کردن موهای ات)

ات: ( همینجوری داشت گریه میکرد)

هیونجین: گریه نکن دیگه قشنگم گریه نکن چیزی نبود تموم شد 🎀

ات اشکش بند اومد و با حالت مظلوم به هیون نگاه میکرد و هیون طاقت نیاورد و بوسه ای به لپاش زد و سر ات رو گذاشت رو شونش و پشتشو ناز میکرد و گفت:

هیونجین: ملکه قلبم اخه من فدات بشم ای خدا. این چیزا که اصلا وجود نداره همین دلقکه الان بیاد خونمون تو رو بخواد بخوره من خودم میخورمش قلط میکنه بیاد تو رو بخوره بیشور کسافت اشغال😂( با شوخی و عصبی)

ات: سرش رو بالا اورد و دو دستش رو دور گردن هیون برد و یه بوس به لبش زد و گفت:

ات: مرسی کنارمی هیونی 😁

هیونجین: اخه من فدات شم گوگولییییییییی( با قل قلک دادن ات )

ات: ( خنده) ه هیون نکن( خنده)

هیونجین: خب بسته ساعت چنده ملکه قلبم؟

ات: نمیدونم بزار از گوشیم ببینم هیونی

هیون: باشه

پایان پارت
دیدگاه ها (۰)

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

پارت 10 رمان 💋عشق مدرسه ای💋ات: اه بی ادب بیا بدو هیونجین: ک...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

پارت 11 رمان 🎀عشق مدرسه ای🎀که لیسا گفت: لیسا: اه اقای هوانگ ...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط