Sher

من باشم و شعر و شب و لب خوانی ات باشد
هر جا نگاه ساده ی پنهانی ات باشد

یک چای با عطر تو و یک خنده از لبهات
در آن گلاب تازه ی کاشانی ات باشد

برگشتی و حال قشنگ روز من برگشت
این رفتنت هم رفتن پایانی ات باشد!

دیگر به پای دل کمین کردن، قرارم نیست
آنجا که می خواهی شکار آنی ات باشد

پیش نگاهت، یوسفم از پیش عزت داشت
می خواهی اش که تا کجا زندانی ات باشد؟

هر شب به لبهایی که می بوسی قسم خوردی
دیگر دل من آخرین قربانی ات باشد

کاری نکن حالا، فقط قدری نگاهم کن
بگذار چشمم ساحل بارانی ات باشد


آرزو حاجی خانی
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود ...

شب های زمستانی ات بلند همراه همیشگی تنهایی هایم. برایت نگفته...

کاش در دهکده عشق فراوانی بودتوی بازار صداقت کمی ارزانی یود ک...

کاش در دهکده عشق فراوانی بودتوی بازار صداقت کمی ارزانی یود ک...

کاش در دهکده عشق فراوانی بودتوی بازار صداقت کمی ارزانی یود ک...

یک نفر نیست بگوید که چرا گریانی؟که چرا باز شدی در قفس ات زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط