{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳

به هاگواتز رسیدیم ویکتوریا سرش تو گوشی بود و من رو شونه ی تئو خوابم بدیه بود بیدارم کردو باهم از قطار پیاده شدیم و سوار قایق ها شدیم
@ تینا ویکتوریا شماها باید با سال اولی ها گروهبندی بشین
& اوهوم
÷ ممنون گفتی
@ خواهش میکنم
به هاگواتز رسیدیم بعد از گروهبندی شدن سال اولی ها مگوناگال : ویکتوریا گانت
÷ هوفف بریم
و رفت روس صندلی نشست
کلاه : معلومه کاملا واضحه باهوش و دوست داشتنی هومم اسلایدرین
اسلایدرین ها دست زدند
مگوناگال : تینا نات
کلاه : نات نات بیخیال دارین مث ویزلیا میشین اسلایدرین
@ آفرین مبارک باشه
× با اسلایدرین خوشاومدی تینا
و بعد دامبلدور درباره ی مسابقه س سه جادوگر گفت و بویاتن و دارمسترانگ اومدن و قرار شد دارمسترانگیا توی خوابگاه اسلایدرن بمونن
مسابقه تموم شد و باهم به سمت سالن اجتماعات اسلایدرین رفتیم از شانسمون منو ویکتوریا تو یه اتاق بودیم چمدونامونو باز کردیم و لباسامونو چیدیم داخل کمد و بقیه وسایلمونو داخل اتاق چیدیم ردا هامونو در آوردیم و لباس خوابمونو پوشیدیم و هر کدوم رو تخت خودمون خوابیدیم
÷ یه سوال
& بله
÷ تئو پسر خوبیه
& ازش خوشت اومده
÷ فکر کنم
& برادر خوبیه هوامو داره آره واقعا عالیه
÷ به نظرت از من خوشش میاد
& فک کنم دوست داره باهات دوست بشه لورنزو چی به نظرت از من خوشش میاد
÷ ازش خوشت اومده
& اوهوم
÷ آره رفتارش باهات خیلی خوبه با همه خوبه ولی با تو بهتره به نظر من دوستت داره
& ممنون
÷& من خستم بخوابیم
÷ آره بخوابیم
و خوابیدیم
[ فردا بعد از ظهر ]
منو ویکتوریا به سمت پسرا نزدیک شومینه رفتیم
& امم تئو
@ بله
& میشه معجون هارو برام توضیح بدی خیلی سخته
+ معجون های سال دومو نمیفهمی
÷ برای ما سخته
& خوب می‌خواهیم بپرسیم دیگه
@ الان نه
& لطفا
× من برات توضیح میدم
* انزو مگه قرار نبود
×مگه بیکار نبودیم
+ هوفف
÷ من میرم اتاقم
× منو تینا هم میریم کتابخونه
& تئو
@ بله
& فردا منو ویکتوریا میبری هاگزمید
@ ببینم چی میشه
& خوب اگه نمیتونی بیای بگذار خودمون تنها بریم
@ تنها عمرا
& من بچه نیستم تئو
@ تو فقط ۱۲ سالته
& تو هم ۱۴ سال
@ به هر حال برادر بزرگترتم
& آره زورگویی
@ تینا عصبانیم نکن
× بریم درس بخونیم تینا
& بریم
باهم به سمت کتابخونه رفتیم
& خیلی زور میگه انزو
× برادرته به حرفش گوش کن فقط می‌خواهد مواظبت باشه
& باشه
× آفرین حالا بیا بشین درس بخونیم
& بیا معجون صحبت با حیوانات
× کجاشو مشکل داری
& کلا همجاشو
× از اول توضیح میدم ببین موادش ...


لایک کنید و کامنت بگذارید
دیدگاه ها (۱)

پارت اول :رمان رویای عشق در بازی خبیث ..سلام من جنی کیم هستم...

عشق میان ما پارت ۳

Part ³³ویو لیلی دستمو داخل دستش گذاشتم و از پله ها اومدیم پا...

متیو و دختری از جنس دریا p3

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

پارت دهمفلش بک : کوک. وقتی ات رفت لباسشو عوض کنه به ته و جی ...

P2بعد از کلاسا با آدلا بیرون مدرسه رفتم. مثل همیشه پیاده به ...

پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۷* پرش زمانی یک سا...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۳(last par...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط