{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دهم

پارت دهم

فلش بک : کوک. وقتی ات رفت لباسشو عوض کنه به ته و جی زنگ زدم که برن دنبال الا و ریا اون ها هم انگار از خداشون بود

زمان حال.
جی. به ریا زنگ زدن که آدرس خونشون بهم بده ته هم همین کار رو کرد که آدرس ها یکی بودن که فهمیدیم الا و ریا باهم زندگی می کنند پس باهم رفتیم و با ماشین جدا که رسیدیم به یه ویلای بزرگ در زدیم یه بادیگارد در رو باز کردو مارو به اتاق الا و ریا راهنمایی کرد الا داخل اتاق ریا بود ما هم به اتاق ریا رفتم که روی کاناپه نشسته بودن وقتی ریا رو دیدم چشمام درشت شد میشود تعجب ته رو به خاطر دیدن الا فهمید
جی. ریا این این چه لباسیه
ریا. لباسه دیگه قشنگ نشدم
ته. الا با اجازه کی ازین لباسا پوشیدی
الا. با اجازه خودم مگه باید از تو اجازه بگیرم ته. البته که باید برو سریع لباستو عوض کن الا. چرا آنوقت
ته. اگه نمی خواهی هر کی که نگات کردم بکوشم عوضش کن
الا. باشه بابا غیرتی نشو رفتم
جی. شنیدی ک چی شد مطمئن باش هرکسی نگات کنه چشماشو از حدقه در میارم
ریا. باشه بابا روانی
جی. سریع جونگکوک و ات منتظرن
بعد اینکه لباسشونو عوض کردن و یه لباس اسپرت پوشیدن حرکت کردیم به سمت باری که ات و جونگکوک می گفتند
کوک. ( رو به جی و ته) میدونی ساعت چنده چرا آنقدر دیر کردی؟
جی. از ریا و الا بپرس
ته. آره راست میگه تقصیر ما نیست
ات. الا و ریا توضیح می خواهم
ریا. به ما ربطی ندارد ما آماده بودیم که آقایون از لباس مون خوششون نیومد
الا. ریا راست میگه ما هم رفتیم لباس عوض کردیم
ته. میخواستی با او لباس بیای
الا. اره بار برای خوش گذرونیه پس به خاطر چی اومدم بار
ته. از این به بعد حق نداری بدون اجازه من بری بار فهمیدی
الا. بله قربان
کوک. بسه بریم داخل
ات. واستا ببینم شما باهم رابطه دارین
ته. اره خوب
الا. ببخشید بهت نگفتم
ات. دارم برات الا خانم تو چی ریا
ریا. ات منو ببخش اولین قرارمون فرداس هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده
ات. میکشمتون فقط صبر کنید
کوک. آروم باش ات اونا هم دل دارن نمی تونی مانع شون بشی
ات. عصبانیم کردین بریم داخل دیگه
دیدگاه ها (۳)

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

پارت هشتم کوک. رفتم شرکت خودم که جیمین و تهیونگ هم آنجا بودن...

پارت پنجم ات. آها باشه یهو در زده شد ات. بفرماید داخل کوک. ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط