{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی را میبینم مرغانی که نزد ما دانه چیدند نزد همسایه تخم

روزی را میبینم مرغانی که نزد ما دانه چیدند نزد همسایه تخم گذاردند
ولی ایمان دارم روزی بوی کبابشان به مشامم خواهد رسید….
اندکی صبر سحر نزدیک است !
دیدگاه ها (۲)

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

My idol

نوشتنپارت هشتم: اتاق ۱۳ 🗝️🖤درِ زیرزمین با صدای بلندی باز شد....

the end-part 2

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

Part:4🥀صبح که از راه رسید رزا با تابش نور خورشید چشمان قهوه ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³پانزده سال بعد...رینا ب...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط