تا دیده ام به روی جهان باز شد ز شوق. لبخند مهربان تو جا

تا دیده ام به روی جهان باز شد ز شوق. لبخند مهربان تو جا در تنم دمید. فریاد حاجتم چو بیرون آمد از گلو. دست نوازش تو به فریاد من رسید
دیدگاه ها (۳)

هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد،...

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

عاشقانه های شبنم

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

بر سر تربت ما چون گذری...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط