برایم فرقی ندارد

برایم فرقی ندارد
برف ببارد
نم باران باشد
یا وسط خرما پزان تابستان
هیچ هوایی ، هوایت را از سرم نمیپراند
باور کن
حتی اگر در یخبندان ترین قرن بشریت تمام جهان قندیل ببندد
بازهم جرقه ی یاد تو
قلبم را وسط مرداد ماه می اندازد
و اگر تو نباشی
حتی در چله ی تابستان هم سرما خوردگی گریبانم را میگیرد
دلخوشی هایم همین است
کنار پنجره ی رو به برف
آهنگ مورد علاقه ات را برای صدمین بار پخش کنم
و یک بخاری بی احساس خوش باورانه ی بسوزد و
بسوزد و بسوزد
تا کمی از سرمای نبودت بکاهد
کاش بودی
زیر این پولک باران و کوران
آرزویم میتوانست یک جاده ی طولانی باشد
تا مقصد بی نهایت
که گرمای حضورت کمی از لرز تنم را بگیرد
و پاهایت کنار پاهایم جفت شود...
دیدگاه ها (۳)

برایم فرقی نداردبرف بباردنم باران باشدیا وسط خرما پزان تابست...

legacy of ashes

#او_یکزن#بیستوچهارم#چیستا_یثربیرفتم سمت اتاق سهراب.چراغ را ر...

#بادیگارد_سرد_منپارت ¹⁷ویو لارا______عصبی شدن در لحظه “لطفاً...

《검은 마음》پارت دوم | اولین برخوردسئول، ساعت ۷:۱۳ صبح.بارانِ ریز...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هفتادمدتی از ماموریت حسام به سوریه میگ...

پارت ۲۴اینطور نبود که کاکاشی متوجه باشد کارش چقدر خشنانه بنظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط