{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت آخر (۱۱)

پارت آخر (۱۱)
خیانت
ا.ت ویو :
همیشه گفتن پایان شاه نامه خوشه .
راستم گفتن
امروز عروسی منو کوکه
اجوما : دخترمممممم میکاپ ارتیست ها اومدن لباستو آوردن بعد تو داری رمان زندگیتو می‌نویسی بلند شو همون لحظه رمانی که اسمشو گذاشته بودم خیانت رو بستم
و رفتم که میکاپ شم
.
.
.
آماده شدم دیدم جیمین تهیونگ اومدن
و دستمو گرفتن ببرن پایین
ا.ت : مرسی ببر کوچولو مرسی موچی من
جیمین و تهیونگ : خواهش میکنم
ا.ت : داشتم با این دوتا میرفتم پایین که دیدم کوک خیلی دارک و جذاب وایساده
ساغدوش من جیمین و تهیونگ بودن
ساغدوش کوک شوگا نامی جی هوپ با جین بودن

کوک : اممم عروس خانم چه جذاب شدید امروز حسابی روز شب درد ناک سختی برات میشه
ا.ت : پوزخند
.
.
‌.
ا.ت: عروسی تموم شد و رفتم خونه
دیدم تو خواهم کوک با اون لباس پوف پوفیم بغلم کرد و بردتم رو تخت بدون اینکه اجازه بوده لباسمو از تنم د راورد تور و تاجمم در اورد همرزمان لباس های خودشم در می‌آورد
گردنمو وحشیانه مارک میزد و....


۸ سال بعد
مامانننننن عمو ها کی میان
کوک: نگو عمو ها بابا جون بگو همبازی هام
دیلینگگگ
جنی: اخجوننننن عمو ها اومدم
جیمین : سلام پرنسس عمو
تهیونک : سلام قشنگم
جین : سلام ورلد واید هندسام من عروسکم
شوگا : سلام پیشی خوردنی من
جی هوپ : سلام امید عموش
ا.ت و کوک : سلاممممممم پسرا
.
.
پایان
دیدگاه ها (۱۲)

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۴ (سرنوشت)

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

My Boy❄

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

#میکاپ_آرتیست_من

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط