دوشم به طرب بود نه دلتنگی بود

دوشم به طرب بود نه دلتنگی بود
سیرم همه در عالم یکرنگی بود

می‌ رفتم اگرچه از سر لنگی بود
من بودم و سنگ من دو من سنگی بود

#ادبیات #شاعر #شعر
#ابوسعید_ابوالخیر
#دلتنگی #یکرنگی
دیدگاه ها (۲۰)

گسترده تر از عالمِ تنـهاییِ من عالمی نیست ...#محمدعلی_بهمنیم...

بفرمایید فروردین شود اسفندهای مانه بر لب، بلکه در دل گُل کند...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

وقتی لب تو خنده زد

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط