#تک_پارتی
#تک_پارتی
#جیمین
.
.
.
.
.
(از زبون جیمین)
شراب رو برداشتم و یه نفس سر کشیدم که باعث سوختن گلویم شد
جیهوپ: جیمین ..چه خبرته
جیمین: ..نمیدونم...هوپی!
جیهوپ: بله
جیمین: من...یه مدت یه دخترو تو خوابم..میبینم
اون ...نمیدونم ..با اینکه واقعی نیست ولی من...عاشقش شدم
جیهوپ: ...خوب نمیدونم چی بگم آخه
جیمین: آره خیلی عجیبه...بیخیال
از سمت میز هوپی دور شدم و به سمت پیست رقص رفتم ..مست بودم ولی نه اونقدری که نفهمم چه خبره
همینجور که بیحال وسط پیست رقص خودمو تکون میدادم ..چشمم خورد به دختر زیبایی که وسط با ریتم قشنگی در حال رقص بود
از نیم رخ که برام خیلی آشنا بود ..کم کم بهش نزدیک شدم و روبه روش وایستادم...ولی با دیدن قیافش کامل در شوک بدی رفتم😐
این ...این که همون دختری بود که تو خوابم میدیدم
چه ..چطوری اخه؟!
دختر سرش رو بالا گرفت و به چشمام خیره شد..
جلوتر رفتم و دستام رو دور بد..نش حلقه کردم ..
این حس دیگه چی بود؟ ...حس خوبی که وقتی لمسش کردم دیگه چی بود؟!!
ا/ت: ..میخوای باهام برقصی؟
جیمین: ..اگه شما افتخار بدید
ا/ت: اسمت چیه؟
جیمین: جیمین...
ا/ت: منم ا/ت هستم ..شما ..آشا به نظر می یاین
جیمین : منم ..همین حس رو دارم ..
(از زبون ا/ت)
دیگه برام مهم نبود از کجا پیداش شده ..مهم این بود که اون همون مردی بود که هرشب تو خواب میدیدمش و عاشقش بودم
جیمین یه دفعه دستمو کشید و از پیست رقص بیرون رفتیم ..منو لا خودش به یه اتاق برد و درو قفل کرد
ا/ت: چیکار میکنی؟
جیمین: هوممم..خودت میفهمی الان
بهم داشت نزدیک میشد ..سعی کردم با عقب رفتن ازش دوری کنم ولی نشد ..ونفهمیدم که کی به تخت رسیدم و پام بهش گیر کرد و افتادم روش
جیمین هم افتاد رو..م
چشماش همش بین ل ..ب هام و چشمام در گردش بود ..که خیلی یه دفعه ای ..دستامو بالای سرم چفت کرد و ل..ب هاش رو به ل..ب هام چسبوند ..نمیتونم بگم که حس ل..ب هاش چقدر عالی بود
جیمین همون طور که ل..ب هام رو عمیق م..ک میزد دستش رو روی کمرم میکشید و و خودش رو بهم می..چسبوند
ا/ت: هوممم..جی...مین
جیمین: ا/ت نظرت چیه یکم عشق بازی کنیم؟
انقدر خمار خواستنش بودم که خودمم از جوابی که دادم شوکه شدم
ا/ت: آره خیلی دوست دارم 😐
جیمین نیشخندی زد و دوباره عمیق ل..ب هام رو بوس..ید و کی..س های دردناک اما لذت بخشی روی گردنم میگذاشت تا جایی که دستش سمت لباس..م رفت ..
جیمین: میدونی که اگه مال من بشی دیگه حق نداری مال کس دیگه ای باشی؟
ا/ت: من میخوام همیشه مال تو باشم🙃
جیمین: پس مال خودم میکنمیت❤️
امد روم خی*مه زد و لبا*سام رو یکی یکی در آورد ...
(پایان )
#جیمین
.
.
.
.
.
(از زبون جیمین)
شراب رو برداشتم و یه نفس سر کشیدم که باعث سوختن گلویم شد
جیهوپ: جیمین ..چه خبرته
جیمین: ..نمیدونم...هوپی!
جیهوپ: بله
جیمین: من...یه مدت یه دخترو تو خوابم..میبینم
اون ...نمیدونم ..با اینکه واقعی نیست ولی من...عاشقش شدم
جیهوپ: ...خوب نمیدونم چی بگم آخه
جیمین: آره خیلی عجیبه...بیخیال
از سمت میز هوپی دور شدم و به سمت پیست رقص رفتم ..مست بودم ولی نه اونقدری که نفهمم چه خبره
همینجور که بیحال وسط پیست رقص خودمو تکون میدادم ..چشمم خورد به دختر زیبایی که وسط با ریتم قشنگی در حال رقص بود
از نیم رخ که برام خیلی آشنا بود ..کم کم بهش نزدیک شدم و روبه روش وایستادم...ولی با دیدن قیافش کامل در شوک بدی رفتم😐
این ...این که همون دختری بود که تو خوابم میدیدم
چه ..چطوری اخه؟!
دختر سرش رو بالا گرفت و به چشمام خیره شد..
جلوتر رفتم و دستام رو دور بد..نش حلقه کردم ..
این حس دیگه چی بود؟ ...حس خوبی که وقتی لمسش کردم دیگه چی بود؟!!
ا/ت: ..میخوای باهام برقصی؟
جیمین: ..اگه شما افتخار بدید
ا/ت: اسمت چیه؟
جیمین: جیمین...
ا/ت: منم ا/ت هستم ..شما ..آشا به نظر می یاین
جیمین : منم ..همین حس رو دارم ..
(از زبون ا/ت)
دیگه برام مهم نبود از کجا پیداش شده ..مهم این بود که اون همون مردی بود که هرشب تو خواب میدیدمش و عاشقش بودم
جیمین یه دفعه دستمو کشید و از پیست رقص بیرون رفتیم ..منو لا خودش به یه اتاق برد و درو قفل کرد
ا/ت: چیکار میکنی؟
جیمین: هوممم..خودت میفهمی الان
بهم داشت نزدیک میشد ..سعی کردم با عقب رفتن ازش دوری کنم ولی نشد ..ونفهمیدم که کی به تخت رسیدم و پام بهش گیر کرد و افتادم روش
جیمین هم افتاد رو..م
چشماش همش بین ل ..ب هام و چشمام در گردش بود ..که خیلی یه دفعه ای ..دستامو بالای سرم چفت کرد و ل..ب هاش رو به ل..ب هام چسبوند ..نمیتونم بگم که حس ل..ب هاش چقدر عالی بود
جیمین همون طور که ل..ب هام رو عمیق م..ک میزد دستش رو روی کمرم میکشید و و خودش رو بهم می..چسبوند
ا/ت: هوممم..جی...مین
جیمین: ا/ت نظرت چیه یکم عشق بازی کنیم؟
انقدر خمار خواستنش بودم که خودمم از جوابی که دادم شوکه شدم
ا/ت: آره خیلی دوست دارم 😐
جیمین نیشخندی زد و دوباره عمیق ل..ب هام رو بوس..ید و کی..س های دردناک اما لذت بخشی روی گردنم میگذاشت تا جایی که دستش سمت لباس..م رفت ..
جیمین: میدونی که اگه مال من بشی دیگه حق نداری مال کس دیگه ای باشی؟
ا/ت: من میخوام همیشه مال تو باشم🙃
جیمین: پس مال خودم میکنمیت❤️
امد روم خی*مه زد و لبا*سام رو یکی یکی در آورد ...
(پایان )
- ۲۶.۶k
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط