الهی به رقیه ...

الهی به رقیه ...
ببند پای گـــریزم ، ببند زنجـــیرم
که در جهالت محضم، چقدر درگیرم

مرا که فصلِ جوانی گذشت با عصیان
بیا به حق « رقیه » ، ببخش تقصیرم

#جان_رقیه
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

غمگین تر از تنهاییِ شب های دلگیرممن در جوانی از هجوم ...

شبی در کنج عزلت در سکوتی تلخ می‌میرم!دگر خاموشم و هرگز سراغت...

بی تو گذشت آن هیجانی که داشیم...آن عشق پر شرار نهانی که داشت...

چشماتو ببند خیال کن که با زائراییچشماتو ببند خیال کن که الان...

سلام حضرت باران اجازه می خواهمو با اجازه تان شعر تازه می خوا...

سزاست از غم هجرت نحیف و پیر شوم

#السلام_علیک_یا_امیرالمومنین#ایام_شهادت_امام_علی_ع_تسلیت #شه...

ظهر تابستان بوداز سر کوچه گذر می کردمپسر کوچک همسایه به من گ...

ای آیه های فجرِ من از آسمان بگواز زخمِ بی شماره ات ای بی نشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط