پارت سه

براش لالایی گفتی و اونم یواش یواش به خواب فرو رفت
همون عین جیسونگم اومد
ولی انگار حالش خوب نبود
-جیسونگی خوبی؟؟؟
ج: من فقط زیادی خوابم میاد
کمکش کردی تو جایی که براش پهن کرده بودی بخوابه
تو هم لباست رو عوض کردی و خوابیدی
.... صبح ساعت ۱۰ ...
ل: هوی مثلاً مریضم چرا شما خوابین
-بگیر بکپ صبح اول تعطیلاته
ل: عههعه برا منم جا باز کنید
لینو هم اومد پایین پیش شما و دوباره به خواب فرو رفتین
... ظهر....
از خواب بیدار شدین هرسه تعجب کرده بودین به هم نگاه کردین
ج: چرا حرف نمیزنید؟؟؟
ل: یونا چرا سکوتی؟؟؟
چشمات نیمه بسته بود خوابت میومد
-من....خوابم میاد
و بعد به زور گفتی
-لینو شی منو بگیر دارم میام
خودتو انداختی بغل لینو اونم تورو گذاشت زمین
.... یک هفته بعد....
رفته بودین گردش توپ تو تو درخت گیر کرد تو هم رفتی بالا اما چون یکم ترس از ارتفاع داشتی ترسیدی و نتونستی بری پایین پس توپ رو انداختی برای لینو
به پایین نگاه کردی
-یکی تون منو بگیرهههه
و خودتو انداختی پایین جیسونگ گرفتت
ج: یونا تو چرا سبکی؟
-۳۸ کیلو ام چی میگی!
ج:یونا ۱۷ سالته اخه ۳۸ کیلو!
-هوم...آوا جیسونگ
ج: بله
-از این فاصله چقدر گوگولی شدی🥹
ج: اوه مرسی (قرمز شد)
-اوخییی گوگولی 🤏🏻
جیسونگ مثل بچه کوچولو خندید
-باشه دیگه منو بزار زمین
ج: بیا
گذاشتت زمین
ادامه دارد
بخشید کم‌ شد سر کلاسمممم
دیدگاه ها (۲)

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت ۱۳(سالن مهمونی .کیف‌و کفش و لباس یونا)جونگ کوک:هی یونا ...

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

stolen

how much i love you so...

رمان جیهوپ قسمت ششم

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆⁴سه شنبه بود‌.کارات رو تموم کردی و آماده رفتن به خونه...

بعد مدت هااا تک پارتی...اد استوری نشه?

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط