وقتی به کوچولوتون میگید میخوام بخورمت

چان: هعب روزگار.....منم میخوام بام بازی کنی😟(کیوت)

چانی: میاد بچه رو ازت میگیره و به جای بچه رو پاش دراز میکشه*
ا/ت: لههههه شدمممم
چان: حقته

لینو: دوتایتون داشتید باهاش بازی میکردید*

هان: ا/ت به منم اهمیت بده..همش با اونی منم آدمم خب
ا/ت: ای خدااا..باید دوتا بچه بزرگ‌کنم..بیا بغلم😊
چان:😁*

فلیکس: شب به داد هم می‌رسیم مگه نه؟
ا/ت: تو هم بیا باهامون بازی کن دیگه..
فلیکس: آفلینن

هیونجین: صداشو نازک میکنه* خانوم هوانگ به بخش اتاق..آقای هوانگ کارشون داره..لطفا سریع باشن
ا/ت:.. نه توهم بیا بازیی
هیونجین: تو گوشت* بلاخره شب که میشه

سونگمین: ایشونم با خوراکی هاشون وقت میگذرونه.. که باهام آشتی میکنن و باهم خوراکی میخورن*

جونگین: منم بازییی
ا/ت: توهم بیا کوشولوووو
جونگین: اومدم( کیوت)
دیدگاه ها (۲)

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

stolen

پارت 41رمان عشق مدرسه ای که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار...

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

#سناریوموقعیت🎀: وقتی اومدن خاستگاری■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■...

پارت 28 رمان عشق مدرسه ایو هیونجین یش ات . ات تو دلش گفت: ات...

Which one part 19ج. تو نیلا رو دوست داری ؟ یه لحضه برگشتم و ...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط