{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به مامانم می گم :فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام، هر

به مامانم می گم :فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام، هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان... میگه :یعنی زن می خوای پدرسوخته؟
میگم پََ نَ پََ یه داداش توپول موپول میخواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم!!!
اصن وضی بودا!!!
دیدگاه ها (۶)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

فیک تهیونگ

(دلداده) ویو ا/ت از خواب بیدار شدم. به آقا که من رو برده بود...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۵$کایرا : راستی داداش!!.تهیونگ...

KIM V

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

Part 62تهیونگ«میتونی بهم بگی راحت باش قشنگم و بگو»& وقتی خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط