خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود/
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود/
و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود/
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد/
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود/
گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت/
شروع وسوسهای در من، به نام دیدن و چیدن بود/
من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری/
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود/
اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا/
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود/
شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من/
فریبکــار دغلپیشه، بهانه اش نشنیـدن بود/
چه سرنوشـت غمانگیزی، که کرم کوچک ابریشم/
تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود/
و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود/
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد/
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود/
گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت/
شروع وسوسهای در من، به نام دیدن و چیدن بود/
من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری/
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود/
اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا/
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود/
شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من/
فریبکــار دغلپیشه، بهانه اش نشنیـدن بود/
چه سرنوشـت غمانگیزی، که کرم کوچک ابریشم/
تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود/
- ۵.۴k
- ۲۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط