{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود


پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود


گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت
شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود


من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود


اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود


شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکــار دغل‌پیشه، بهانه ‌اش نشنیـدن بود


چه سرنوشـت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۴)

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بودو مـاه را زِ بلندایش به...

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود/ و مـاه را زِ بلندایش ...

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بودو مـاه را زِ بلندایش به...

خیال خــام پلنگ من بـــه سوی ماه جهیدن بود... و ماه را ز بلن...

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود... و ماه را ز بلندایش ...

خيال خام پلنگ من به سوي ماه پريدن بودو ماه را ز بلندايش به ر...

#ماه_و_پلنگخیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بودو ماه را ز ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط