پارت ۸۶

پارت ۸۶


ددی_شوگره_اجباریه من


ساعت ۱۲ صبح بود و سانامی هنوز خاب بود

عاجوما:: این دختر بیدار نشد نکنه چیزیشه
جیمین:: خستس
سانو:: عوووه
شیومین:: بیدارش کنم؟!
جیمین:: نخیر!
شیومین:: چ..چشم
سانو:: عه این سریاله
عاجوما:: داروهاشم باید بخوره
سانو:: خیلی جالبه
عاجوما:: هیچیم نخورده
سانو:: یعنی شینو بهش اعتراف میکنه؟!
عاجوما:: عه خفشو هی حرف میزنم تو زر
سانو:: باشه خب

جیمین پاشد و رفت سمت اتاق...
درو باز کرد و رفت داخل...

دید سانامی رو تخت خوابیده...
نزدیکش شد و ب چهره معصومش نگا کرد

دستی رو موهاش کشید و صورتشو نزدیکش برد
طوری ک نفسای سانامی بهش برخورد میکرد...

جیمین ویو:
نمیدونم درست‌...معنی کارم چیه،چرا نفساشو میخام؟! میدونم نباید این کارو کنم ولی چرا نمیشه جلوی خودمو گرف؟!
یهو سانامی قلتی خورد ک پاشد...

سانامی:: جیییغغغغغغ گوشییمممممم سانووووو پدصگگگگ گوشیمو بدههه عررررررررر
جیمین:: ببند دهنتو گوشیت رو میزه!

سانامی شرایطو درک کرد...

سانامی:: ا..آها
جیمین:: بیا بریم غذابخور داروهاتم...
سانامی:: ن..نمیخام
جیمین:: چی؟!
سانامی:: هیچی نمیخورم
جیمین:: ساکت شو بیا بریم
سانامی:: میخام بمیرم پس چیزی نمیخورم
جیمین:: غلط میکنی بمیری!
سانامی:: چ..چی؟!
جیمین:: ه..هیچی درد داره اره؟! بیا خودم میبرمت

جیمین بغلش کرد و بردش بیرون

سانو:: بلخره پرنسسمون اومد
جیمین:: عاجوما واسش غذا آماده کن

جیمین ب سانامی نگاه کرد و آروم گذاشتش زمین

جیمین:: برو دست صورتتو بشور و بعد غذاتو بخور اوکی؟!
سانامی:: ب..باشه
جیمین:: شیومین بریم

شیومین پاشد و رفت سمتشون...
جیمینم رفت بیرون
شیومین:: چطوری سانامی کیوتتتت
سانو:: جییغغغ منم کیوتم
شیومین:: شما ک صد در هزار
سانو:: 😉
سانامی:: پشه های عاشق😒
شیومین:: ک..کی گفتههه؟!
سانو:: برو تا ارباب نکشتت

شیومین زودی رفت
سانو:: شمام برو

سانامی لنگه زنان رفت دستشویی و دست صورتشو شست...
بعدش برگشت نشست پشت میز

عاجوما:: خوب بخوریاا
سانامی:: چشم

سانو:: من میرم جایی کار دارم بعد میام
سانامی:: نرووو🥺
سانو:: اونی کیوتم میام 🥺
سانامی:: ههفففف باشه
سانو:: دوست دارمااا
سانامی:: منم خب دوستت دارم
سانو:: بای بای شاید بت زنگم زدم
سانامی:: اوکی

سانو رفت و سانامی هی میخورد...
عاجومام مشغول بود...

پرش زمانی
ساعت ۲ بعدظهر

سانامی:: اااایییییی خدااااا چرا سانو نمیاااد

یهو تلفن خونه زنگ خورد...
سانامی زودی رفت جواب بده

سانامی:: ولی ارباب گف حق ندارم...اما شاید سانوه ارههه سانوهههه

سانامی برداشتش و جواب داد...

سانامی:: الوووو عشقمممم دورت بگردممممم نفسمممم قربونت برم چرا دیر زنگ زدی ؟!
جیمین:: ب عاجوما بگو الان ینفر میاد ی امانتی میخاد بش بده عاجوما میدونه چیه
سانامی:: چ..چشم😳

سانامی زود قطع کرد

سانامی:: حییییی😨ا..ارباب بووود یا جده سادات یا هرچی ک میپرستمممم اگه جرم بده چییی...چقدم قربون صدقش رفتم تففففف

عاجوما:: چیه؟!
سانامی:: واایییی امانتیو بده مردم دم دررر خداونداااا...اسماااانننن زمییین کمککککک
عاجوما:: وا عقلش پرید...

بعد عاجوما رفت و سانامی هم رفت تو اتاق...
دیدگاه ها (۰)

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

رت : ۱۸ ویو صبح :جیمین : بیدار شدم و دیدم فرشته کوچولوم خواب...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:۲^ ...

رمان : رفتار سرد

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

- باشه ( براید استایل بغلش کردمو بردمش توی حموم و گفتم)-  تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط