دوباره فرصت پرواز بود ووقت عبور ، پرنده بود قفس بود و آس

دوباره فرصت پرواز بود ووقت عبور ، پرنده بود قفس بود و آسمانی دور / عجیب بود ، ولیکن در قفس وا بود ، پرنده منتظر حل این معما بود / چگونه دل بکند از قفس ، از این تکرار ، از این موازی بیهوده ملالت بار / دو گام بیشتر از پیش رفت ومکثی کرد ، کسی درون دلش گفت پر نزن برگرد ، برای پرسه زدن در آسمانها مهیا بود ،پرنده منتظر حل این معما بود / دوباره خسته تر از پیش بغض کرد وگریست ، به آسمان به افقهای دور نگریست / گشود بال وپر خویش را ولی نپرید ، پرنده ای که دلش را به میله ها بخشید .
دیدگاه ها (۲)

ادامه

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۷جک با دیدن درب نیم...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

پارت 6 یا پایان

the devil made me do it part7👠🥼💋💉از زبان ا/تسرمو محکم کبوندم...

دکتر کوشکیبرادران و خواهران عزیزی که چند روز اخیر، در دفاع ا...

داستانک؛ ✍اشک بهار

زخم کهنه پارت ۵۱ : تو اینجا بمون . برو توی اتاقت و بیرون نی...

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۷

حتما بخونین. مسافران زمانی. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط