پرنسس ناخواسته

P10
ویلیام:

«نمی خوای چشمام رو باز کنی؟»

با کنجکاوی این را میپرسد که میگویم«یکم دیگه میرسیم.»

بعد کم کم دستم را از جلوی چشمانش برمی دارم که نگاهی به منظره دلنشین جلویش میکند.

«وااااای خدای من. چقدر....»

«زیباست؟»

«فوق العاده است😍
تا حالا منظره به این محشری ندیده بودم»

«یکی از سربازان دربار وقتی از ماموریت برمیگشت کشفش کرد و پدرم فردا میخواد برای کل مردم افتتاحش کنه.
تو هم بیا.»

«من؟ ولی من که دعوت نشدم»

«بیشتر مردم روستا میان. کسی دعوت نمیشه درضمن تو میشی مهمون افتخاری شاهزاده»
و چشمکی به او میزنم. 😉

آلیس با تعجب نگاهم میکند و بعد لبخند میزند.

«راستی اسمش چیه؟»

«اسم؟ مگه باید اسم داشته باشه؟»

«البته... هر چیز فوق العاده ای باید هویت داشته باشه.»

«خیلی خب خانم فوق العاده... تو دوست داری اسمش چی باشه؟»

کمی فکر میکند.«گرین گیبلز.»

«چی؟»

«آبشار گرین گیبلز»

تک خنده ای میکنم«چرا؟»

«چون خاصه😌»

«من که چیز خاصی نمیبینم»

آرام به بازویم میزند.«ویلیاااام!»

بعد از کمی مکث میگوید«برای من خاصه و البته این اسمیه که من روی این آبشار گذاشتم نه اسم اصلی اش.»

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
~~~~~
💎زمان حال🌸
آملیا:

«اما الان هم که اسم آبشار گرین گیبلزه!»

لبخند محوی میزند و سر تکان میدهد.

«صبر کن... یعنی شما بخاطر مادرم اسمش رو گذاشتید؟»

لبخندش پر رنگ تر میشود.

با هیجان میگویم«چطوری پدرتون رو راضی کردید که اسمش همین باشه؟»

پادشاه ابرو بالا می اندازد «این یه رازه...»
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(شرمنده این پارت خیلی کم شد
چیزی به ذهنم نرسید که ادامه بدم)
دیدگاه ها (۴)

جهانی میان بیداری و خواب Part:3

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟓 🎸🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اسم این آهنگ... توی...

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

پارت 3 ★رمان ازدواج اجباری با هوانگ★هیونجین : افرین ات سرشو ...

𝖕𝖆𝖗𝖙۳سوهو در انتهای راهرو ایستاده بود. موهای تیره‌اش را باد ...

مقدمه

پرنسس ناخواسته

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 34 (last part)دو ماه گذشتزندگی اِما ک...

قسمت ۴ «ات» با آرامش لبخند کمرنگی زد و مستقیم به چشم‌های جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط