تو مپندار که مجنون سرِ خود مجنون گشت،

تو مپندار که مجنون سرِ خود مجنون گشت،
از سَمَک تا به سمایش کشش لیلا برد،
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه،
ذرّه ‏ای بودم و مهر تو مرا بالا برد!

«علامه طباطبایی(ره)»
دیدگاه ها (۵)

مجنون از راهی میگذشتجمعی نماز گذاشته بودندمجنون از لا به لای...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا می‌فشرد د...

Attar-050803

عاشقانه های شبنم

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

اخرین دعا 22

«جوز - گردکان» به معنای #گردو هستند. شاه انوشیروان به موسم د...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط