چشم سیاهت را برایم می فرستی؟
چشم سیاهت را برایم می فرستی؟
ناز نگاهت را برایم می فرستی؟
بی تو شبی ابری شدم، تاریکی محض
آن روی ماهت را برایم می فرستی؟
آهی فرستادم برایت از ته دل
تو نیز آهت را برایم می فرستی ؟
دنیا برای من شده قصر زلیخا
زندان و چاهت را برایم می فرستی؟
ماه عبادت ذوق و شوقم را گرفته
شور گناهت را برایم می فرستی؟
دلتنگی و بغض و غم و حسرت... خلاصه
حال تباهت را برایم می فرستی؟
من پیش چشمان تو شهری بی دفاعم
فردا سپاهت را برایم می فرستی؟
یک عکس داری خوب افتاده، همان را...
چشم سیاهت را برایم می فرستی؟!
غـــــــــــم دل با که بگویم که مرا یاری نیست
جز تـــــــــو ای روحِ روان، هیچ مددکاری نیست
غم عشق تو به جان است و نگویم به کسی
که در این بــــــــادیه غمزده، غمخواری نیست
راز دل را نتوانــــــــــــــــــم به کسـی بگشایم
که در این دیــــــــــــر مغان رازنگهداری نیست
ناز نگاهت را برایم می فرستی؟
بی تو شبی ابری شدم، تاریکی محض
آن روی ماهت را برایم می فرستی؟
آهی فرستادم برایت از ته دل
تو نیز آهت را برایم می فرستی ؟
دنیا برای من شده قصر زلیخا
زندان و چاهت را برایم می فرستی؟
ماه عبادت ذوق و شوقم را گرفته
شور گناهت را برایم می فرستی؟
دلتنگی و بغض و غم و حسرت... خلاصه
حال تباهت را برایم می فرستی؟
من پیش چشمان تو شهری بی دفاعم
فردا سپاهت را برایم می فرستی؟
یک عکس داری خوب افتاده، همان را...
چشم سیاهت را برایم می فرستی؟!
غـــــــــــم دل با که بگویم که مرا یاری نیست
جز تـــــــــو ای روحِ روان، هیچ مددکاری نیست
غم عشق تو به جان است و نگویم به کسی
که در این بــــــــادیه غمزده، غمخواری نیست
راز دل را نتوانــــــــــــــــــم به کسـی بگشایم
که در این دیــــــــــــر مغان رازنگهداری نیست
- ۲.۴k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط