{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو عشق منی جان به فدای هرنگاهت

تو عشق منی جان به فدای هرنگاهت
من مست وخراباتی آن چشم سیاهت

هر دم به نظر روی تو آید توببینم
عمریست که من منتظرم چشم براهت

هر چند که تو با دل ما راه نیایی
با اینهمه تفصیل خداپشت وپناهت

بردل که بجزمهرتووعشق توام نیست
ویرانی دل را چو نویسند گناهت

ای عشق تو باشی همه ی جان و تن من
برگو که شود تا که ببینم رخ ماهت

نقش خم ابروی تو شد مصرع شعرم
نی دل که تمامی شده در عشق تباهت

صد بار به تو گفته ام و باز بگویم
تو عشق منی جان به فدای هر نگاهت


‎‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎
دیدگاه ها (۲۰)

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیستمنّت خاک درت بر بصری نیست...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر بر...

حال ما بی‌آن مه زیبا مپرسآنچه رفت از عشق او بر ما مپرسزیر و ...

از تماشای دو چشمت منکه حیران میشوم!با تو شعرم نو شده، اما غز...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط