بنشین شانه زنم زلف سیاهت گل من

بنشین شانه زنم زلف سیاهت گل من
تو بکن دلبری ازمن به نگاهت گل من


تو که شطرنج رخت برده دل از پیروجوان
افتخاریست  شوم عضو سپاهت گل من


عاشقی جرم قشنگیست  گناهی بکنیم
دوست دارم که شوم جرم و گناهت گل من


یوسف مصرنباشم که زلیخا بشوی
کاش بر فال بیفتم به چاهت گل من


قصه ی لیلی و مجنون دگر کهنه شده
چشم این سنگ صبور هست براهت گل من


توشدی شعر و غزل شاعر چشمان تو من
تو بکن دلبری از من به نگاهت گل من.
دیدگاه ها (۰)

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

عشق را جلوه دهد ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ ماهت گل ...

عشق را جلوه دهد ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ ماهت گل ...

بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم"نظری نیک به رخسارۀ ماهت بکنمشرر...

عشق را جلوه دهد ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ ماهت گل ...

.......عشق را جلوه دهد ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ م...

عشق را جلوه دهد ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ ماهت گل ...

💖💖 با دلی این همه درگیر نگاهت چه کنمتشنه ی بارش چشمان سیاهت ...

عاشقم من به همان ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ ماهت گل...

عاشقم من به همان ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ ماهت گل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط