{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ولم کنید

ولم کنید
بزارید باهاش حرف بزنم
باید باهاش تکلیفمو روشن کنم
نباید بهم دروغ میگفت
.
.
.
.
عشقم؟
نفسم؟
زندگیم؟
چرا بهم دروغ گفتی؟
چرا رفتی؟
من از دستت ناراحتمااا
شاید اگه برگردی دیگه از دستت ناراحت نباشم
مگه نمیگفتی تنهام نمیزاری؟
مگه نمیگفتی دوسم داری؟!
آره میدونم دوسم داشتی
ولی الان دیگه نداری
گفتی ما باهم به ناراحتیامون میخندیم
باهم همچیو حل میکنیم
از هم جدا نمیشیم
گفتی :هر جارفتی منم باهات میام
گفتی:هر جا رفتم توام باهام بیا
عشقم مگه نگفتی ک نمیزاری کسی از هم جدامون کنه
عشقم بیا دیگه اینا دارن مارو از هم جدا میکنن
اینا نمیزارن من بیام پیشت
راستی عشقم جات اونجا راحته؟
میشع منم با خودت ببری؟
باهم قدم بزنیم؟مث اونموقع ها
یادش بخیر دستمو میگرفتی و باهم تو برفا قدم میزدیم
حالا من دیگه دست کیو بگیرم
عشقم بخدا اگه برگردی میبخشمت
باهم میشیم مث اونروزای اول
عشقققققمممممـ....
.
.
.
.
چرا نمیزارید برم پیشش؟
خودت گفت هرجا باشم تو روهم میبرم
چرا ما رو از هم جدا میکنید
چرا نمیزارید بمیرمو برم پیشش
چراااا؟
.
.
ولم کنیددددد
بزارید باهاش حرف بزنم
#نوشته_خودم
#کپی ممنوع
دیدگاه ها (۱۶)

ددی خون آشام من

how much i love you so...

((قلبی در قلمرو دشمن _ پارت هشتم))

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

انتقام یا عشق

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط