{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خفته در چشم تو نازی ست که من می دانم

خفته در چشم تو نازی ست که من می دانم
نگه ات دفتر رازی ست که من می دانم
قصه هایی که به من طره ی‌کوتاهِ تو گفت...
رشته ی عمر درازی ست که من می دانم
بی نیازانه به ما می گذرد دوست،ولی...
...سینه اش بحر نیازی ست که من می دانم
گرچه در پای تو خاموش فتاده ست این شمع
سایه را سوز و گدازی ست که من می دانم
یک حقیقت به جهان است که عشقش خوانند
آن هم ای دوست ،
مجازی ست.که من می دانم..

#lovely
دیدگاه ها (۲)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

پارت: 4 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای دفتر مدیر هریسون همیشه...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط