"پلاکش" را

"پلاکش" را
برای ما جا گذاشت،
تا روزی بدانیـم،
از جنس ما بود...
"هویتـش" خاکی بود !
اما "دلش" را به "آسمـان" زد
#گمنــامی راز عجیبی است
دیدگاه ها (۱)

کویر را نمیشود فقط دید

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

.....پارت پنجم.....

part five ::🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐که یهو مایکی از پشت ا.ت رو...

پارت اخر

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۵چند لحظه سکوت بین آنیا ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

{محکوم به لمس } part ۳ 杂交种 .. 18 سال بعد ....بیرون آمدن برا...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط