🍂

🍂
چقد دلم میخواست میتونستم تو این روزای پاییزی دوتا چایی خوشرنگ ازون لب سوزا بریزم بشینم روبروی خدا ...براش هی بگم ..
بگم خدا جون ..پاییز و آفریدی با این همه قشنگی...
یه فکری ام به حال این دل بکن لااقل ..
یه درمونی دوایی چیزی ...
چیه هی تقی به توقی میخوره میگیره تو این فصل ...
چرا این همه قشنگی باید پاسوز رفتن و نموندنا بشه قربونت برم ..
تو که هرگوشه ی این فصلو یه رنگی زدی ...
چی میشه یه رنگ ازون خوشرنگاشم بزنی به دل این ادما ....
این ادما همشون از سنگینیه دلاشون خستن ...
بذار یه بارم که شده اونطوری که دوست دارن این قشنگیارو نگاه کنن ...

#آتوسا_میم
#خدا #پاییز
#خاص
دیدگاه ها (۱)

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_13جلوتر از نامجون رفت...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

گفتم یه بار ادما اینجورن دیگه گوش ندادی بازم میگم ...

دوست دارم ببرمت یه جای شلوغ وایسم اون وسط نگات کنم...!!!بگم ...

بالاخره یه روز با خدا یه قرار مستقیم میگذارم.با هم میریم یه ...

https://wisgoon.com/pin/43889632/ ☆راستش وقتی میخوام از تو ب...

💔💔https://m.nex1music.ir/post/127242/اهنگ چه خبر از کیانوشال...

میگفتموقع خدافظی، با چشم پر از اشک خیره خیره نگاه میکرده چشم...

عشق من..روز دختر که می‌رسه، همه از لطافت و مهربونی میگن،اما ...

زندگی کردن سخته ،قبول دارماینکه با هزار جون کندن ، خودتو برس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط