رمان جیمین و ا/ت پارت شیش
که جیمین از دستت میگیره و تو را میکشه بالا تو درحالی که تو بغلش داشتی گریه میکردی که جونکوک میرسه و وقتی میبینه دیر رسیده میره ولی تو متوجش میشی و میدویی و دستشو میگیری و میگه من اگه تو رو دپست نداشتم تو مخاطبای استراریم نمیزدم اونم بغلت میکنه و میگه من اصلا ناراحت نمیشم تو باید با جیمین ازدواج کنی تا اون مراقبت باشه منم یه دوست برات میمونم و میره تو که خیلی ترسیده بودی جیمین پیشت میمونه و تو یه اتاق دیگه میخوابه تو تو تختت به جیمین فکر میکنی که ای کاش پیش خودت میخوابید و جیمینم همین فکرو میکنه.. صبح که میشه جیمین میره و تو هم میری تا برای خودت لباس جدید بخری چون شب قرار بود بری کنسرت جیمین شب که شد تو با یه تیپ خیلی خفن با دوستات میری کنسرتش و چون تو هم خودت یه خواننده بودی همه داشتن ازت عکس و فیلم میگرفتن چون جا نبود ردیف اخر میشینی ولی یه دفعه ستا دختر قلد میان و جلوت وایمیسن همونایی که قبلا باهاشون دعوا کردی میان و اذیتت میکنن اونا نمیدونستن. تو یه خواننده ی معروفی فقط بهت حسودیشون میشد که جیمین دوست داره اونا هی تو رو دوستاتو ازیت میکردن و حرفای چرتی بهتون میگفتن وقتی میخواستیت برید یه صندلی دیگه اون از لباساتون میکشیدن و نمیزاشتن برید تا تو حرصی میشی و یه داد خیلی بلند میزنی جوری که کنسرت به اون شلوغی عین فضا سکات میشه جیمین وقتی میفهمه صدای توعه سریع با میکرفنش صدات میکنه ا/ت تو کجایی جواب بده دخترا که از دادت به شدت ترسیده بودن ولت میکنن توهم ساکت فقط به روبرو نگاه میکردی تهیونگ که از ت خیلی خوشش اومده بود میاد پیشت میشینی و باهات حرف میزنه: فک نمیکنی دختر نباید انقدر حرصی بشه؟! تو یجور داد زدی که منم نمیتونم اونطور داد بزنما. تو هم میگی که ولت کنع ولی هی باهات حرف میزد تا جیمین میاد و وستطتون میشینه
ادامه پارت بعدی......
ادامه پارت بعدی......
- ۱۲.۲k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط