فن ساین عشق 24

#یک ساعت بعد
_ته
تهیونگ =جونم
_بریم دیگه
تهیونگ =الان به دکتر میگم
دکتر اومد یه چکی کرد و گفت که میتونم برم اما نباید هیچ فعالیتی داشته باشم به دستتم نباید فشار بیاد.
_ممنون . دیگه میتونم برم .
جیمین =ما میریم بیرون
رزی =باشه .منم کمک جنی میکنم لباس بپوشه .
#رزی
کمک جنی کردم که لباساشو بپوشه دستش درد میکرد .
#لیسا
زنگ زدم به یه پرستار که بره خونه . چند تا خدمتکارم گرفته بودم .
یه راننده هم گرفتم . هم بدرد خودمون میخوردن هم جنی .
#رزی
جنی که لباساشو پوشید رفتیم بیرون .
_ای لعنتی . یادم رفت ماشینو بیارم .
جیسو =حالا چیکار کنیم ؟
داشتیم فک میکردیم چیکار کنیم که یه ماشین سیاه جلومون وایساد . شیشه رو پایین اورد
مرده = خانم بفرمایید خانم مانوبان فرستادنم .
رزی =باشه
سوار شدیم .
جیسو =از کی تا حالا راننده هم دارین .
رزی =منم خبر ندارم فک کنم لیسا استخدامش کرده واسه جنی .
جنی =دستش درد نکنه
راننده رسوندمون خونه
_ جیسو در میزنی
جیسو =باشه
جیسو درو زد یه خانمی بازش کرد
خانمه = سلام خانم خوش اومدین
_ممنون
تهیونگ = این همه واسه جنیه ؟
_اره
تهیونگ : وای دستش درد نکنه
پرستار اومد جلومون
پرستار =سلام خانم جنی من پرستار شخصیتون هستم لطفا همراهم بیاید .
جنی =وای خدا این چیزا دیگه لازم نبود . لیسا سنگ تموم گذاشته
_همراه پرستارت برو . 😁
جنی با پرستارش رفت
_بیاین بشنید . حتما خسته این
همه اومدن
لیسا بهم زنگ زد
مکالمه
_کجایی ؟
لیسا =تو اداره . جنی خوشش اومد ؟
_اره . اما حالا من ناراحتم
لیسا = این مدته زر اضافه نزن . جنی باید زود دستش خوب شه .
_خیلی نامردی
خیلی ناراحت شدم . گوشی رو قط کردمو رفتم دوییدم تو اتاقم
جیمین =رزی چیشده .
جیسو :بزار یکم تنها باشه
رفتم تو اتاقم درو قفل کردم . باید خودم دست به کار میشدم . رفتم کل سایت اداره رو هک کردم . دیدم تا کجا پیش رفتن انگاری مکان کای روپیدا کرده بودن . سریع اماده شدم یه شلوار سیاه پوشیدم با یه تیشرت سفید بالاشم یه کت سیاه پوشیدم . اسلحمو چک کردمو از اتاق زدم بیرون . رفتم تو اشپز خونه چون لیسا همیشه اونجا یه شوکر میزاشت
جیمین =رزی کجا میری .
خواستم جواب جیمین رو بدم لیسا زنگ زد جواب لیسا رو ندادم .
_برمیگردم
یه شماره ناشناس زنگ زد
دنبال شوکر بودم برای همین گذاشتم رو بلندگو
_بله ؟
لیسا =داری چه غلطی میکنی . چرا سایت اداره رو هک کردی . هان ؟
لیسا = جواب بده لعنتی
اعصابم بد جور خورد بود شوکر رو پیدا کردم . گوشی رو بدون اینکه تماس رو قط کنم پرت کردمو دویدم بیرون .
#جیمین
یا خدا این دوتا چشون شده بود
_رزیی
کوک =یاخدا . لیسا چرا اینجوری حرف زد .
جیسو =بدویید برید دنبالش رزی دفعه قبلی که اینجوری بیرون رفت نزدیک بود خودکشی کنه .




#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۸)

𓆩 پارت ۴۹ 🖤🥀 𓆪چند ساعت بعد، پزشک از اتاق بیرون اومد.پزشک: حا...

درخواستی! دیشب جیسو رو گذاشته بودم ولی پاک شد و لیسا و رزی ر...

کپشن رفته جیسو رو بدزده... #کیپاپ#کی_دراما#بلک_پینک #بی_تی_ا...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

سرنوشت پارت (۱۲)

یه مدتی نبودم ..میدونم دیر شده ولی تولدت مبارک بانی کوچولو 🌌...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

درخواستی ✨@www.com.lemonبخدا که حرفی ندارم ویدیو رو ببین😍💔#ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط