{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𓆩 پارت ۴۹ 🖤🥀 𓆪

𓆩 پارت ۴۹ 🖤🥀 𓆪

چند ساعت بعد، پزشک از اتاق بیرون اومد.

پزشک: حال پدرتون پایدار شده.

ات نفس راحتی کشید و روی صندلی نشست.

جیمین کنارش زانو زد.

جیمین: ات، بهم یه فرصت دیگه بده...

ات به چشم‌هاش نگاه کرد.

ات: فقط یه فرصت. دیگه هیچ دروغی بینمون نباشه!

جیمین دستش رو گرفت.

جیمین: قول می‌دم.

همون لحظه گوشی جیمین زنگ خورد.

تهیونگ: هیونگ! فهمیدیم دستور حمله رو کی داده!

جیمین: کی؟

تهیونگ با صدایی جدی گفت:

«پدر خودته، هیونگ!»

جیمین خشکش زد... 🖤🥀
دیدگاه ها (۰)

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط