𝓹𝓪𝓻𝓽۶۶
𝓹𝓪𝓻𝓽۶۶
فردا ویو
ات صبح از خواب پاشد دید صبح زوده تصمیم گرفت صبحونه درست کنه همینجور که داشت صبحونه درست میکرد شروع کرد به خوندن
جین: صدات از روزای اول که اومده بودی بهتر شده
ات ترسید
ات: بسم الله خبر بده
جین: چی بگم
ات: ول کن برو اعضارو بیدار کن بیان صبحونه
ویو فردا
ات ویو
ات پاشدم خواب آلود با لباس و شلوار ساتن طرح سینامورولم با دمپایی پشمالوهای طرح نهنگم چشم بند طرح سینامورولمو دادم بالا*(چسی فقط میخواد پز بده)*تقویمو نگاه کرد و سریع پریدم اتاق جونگکوکی و رو تختش بپر بپر کردم یه چشمشو باز کرد
کوک: چیشده(خواب آلود)
ات: امروز مهم ترین روز زندگیمههههه(ذوق)
کوک: مگه چه روزیه؟(خواب آلود)
ات: روز آخر کارآموزیمههه(ذوق)
کوک: نظرت چیه به عنوان شیرینی بیای اینجا(اشاره به بازوش) و باهم بخوابیم
ات انگار زدن تو ذوقش
ات: برو گمشو
و دوید بیرون اتاق و رفت تو اتاقِ شوگا و همه اعضارو دونه دونه بیدار کرد و داشتن صبحونه میخوردن
ات: بچه ها میدونین امروز چند شنبس؟
نامی: فکر کنم یکشنبه
ات: ناهار پیتزا مهمون من اصلا میبرمتون رستوران هرچی خواستین سفارش بدین
شوگا: ات خیلی عجیب شدی
ات: من؟
هوپی: یه خبرایی هست
کوک: چون...
ات: بزار خودشون حدس بزنن
هوپی: تولد کسی که نیست، خانوادت قراره بیان؟
ات: نهه
جین:مدرک آشپزیتو گرفتی؟
ات: نهه من پنکیکم بزور درست میکنم
یونگی: روز آخر کارآموزیته؟
ات: آرههههه
یونگی: میدونستم
نامی: مبارکههه
ات: مرسی
همه: مبارکه
ات: مرسی مرسی مرسی
همه: خنده
صبحونشونو حوردن تموم شد
ات: پاشین میزو جمع کنیم
ته: لازم نیست جین هیونگ هست
ات: قرار نیست همه کارا رو دوش جین باشه که اتفاقا امروز کل خونرو میخوایم تمیز کنیم
جیمین: اتتتتتتت من نمیخواممم
ات: مگه دست توعههه
جین: ات مگه اینکه تو منو درک کنی
ات:( خندید)
ات: جین تو دستمال بکش، جیهوپ و من ظرفارو میشوریم،جیمین و جونگکوک جارو میکشن نامجونو شوگا لباسارو تا میکنن
ویو بعد کار کردن
ات: بریم اماده شیمممممم
شوگا: بلخرههههه
جیهوپ: هورااااا
.......
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بعد مدتها پارت گذاشتم انتظار حمایت دارما🐧
فردا ویو
ات صبح از خواب پاشد دید صبح زوده تصمیم گرفت صبحونه درست کنه همینجور که داشت صبحونه درست میکرد شروع کرد به خوندن
جین: صدات از روزای اول که اومده بودی بهتر شده
ات ترسید
ات: بسم الله خبر بده
جین: چی بگم
ات: ول کن برو اعضارو بیدار کن بیان صبحونه
ویو فردا
ات ویو
ات پاشدم خواب آلود با لباس و شلوار ساتن طرح سینامورولم با دمپایی پشمالوهای طرح نهنگم چشم بند طرح سینامورولمو دادم بالا*(چسی فقط میخواد پز بده)*تقویمو نگاه کرد و سریع پریدم اتاق جونگکوکی و رو تختش بپر بپر کردم یه چشمشو باز کرد
کوک: چیشده(خواب آلود)
ات: امروز مهم ترین روز زندگیمههههه(ذوق)
کوک: مگه چه روزیه؟(خواب آلود)
ات: روز آخر کارآموزیمههه(ذوق)
کوک: نظرت چیه به عنوان شیرینی بیای اینجا(اشاره به بازوش) و باهم بخوابیم
ات انگار زدن تو ذوقش
ات: برو گمشو
و دوید بیرون اتاق و رفت تو اتاقِ شوگا و همه اعضارو دونه دونه بیدار کرد و داشتن صبحونه میخوردن
ات: بچه ها میدونین امروز چند شنبس؟
نامی: فکر کنم یکشنبه
ات: ناهار پیتزا مهمون من اصلا میبرمتون رستوران هرچی خواستین سفارش بدین
شوگا: ات خیلی عجیب شدی
ات: من؟
هوپی: یه خبرایی هست
کوک: چون...
ات: بزار خودشون حدس بزنن
هوپی: تولد کسی که نیست، خانوادت قراره بیان؟
ات: نهه
جین:مدرک آشپزیتو گرفتی؟
ات: نهه من پنکیکم بزور درست میکنم
یونگی: روز آخر کارآموزیته؟
ات: آرههههه
یونگی: میدونستم
نامی: مبارکههه
ات: مرسی
همه: مبارکه
ات: مرسی مرسی مرسی
همه: خنده
صبحونشونو حوردن تموم شد
ات: پاشین میزو جمع کنیم
ته: لازم نیست جین هیونگ هست
ات: قرار نیست همه کارا رو دوش جین باشه که اتفاقا امروز کل خونرو میخوایم تمیز کنیم
جیمین: اتتتتتتت من نمیخواممم
ات: مگه دست توعههه
جین: ات مگه اینکه تو منو درک کنی
ات:( خندید)
ات: جین تو دستمال بکش، جیهوپ و من ظرفارو میشوریم،جیمین و جونگکوک جارو میکشن نامجونو شوگا لباسارو تا میکنن
ویو بعد کار کردن
ات: بریم اماده شیمممممم
شوگا: بلخرههههه
جیهوپ: هورااااا
.......
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بعد مدتها پارت گذاشتم انتظار حمایت دارما🐧
- ۲۲۹
- ۰۹ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط