دَرک کردن حسِ یک "نقاش" سخت نیست،

دَرک کردن حسِ یک "نقاش" سخت نیست،
فقط باید به او زل زد
دقت کرد...
او عاشقِ زل زدن است
گاهی به نقاشیِ رویِ دیوار
گاهی به چشم های یار...!
"نقاش" یعنی ساعاتی به عکس
یا تابلویی خیره شدن...
یعنی دقت و تفکر به سوژه ای که؛
می‌خواهد عاشقانه آن را بکشَد...!
آری...
"نقاش" بود،
دوستت دارم برایم کِشید
عاشقش شدم...
آری...
دوستت دارم را هم میشود کِشید؛
میشود گاهی "زبان" قلمو را بر دارد
جانم،خیالت تخت...
تمام این دوستت دارم ها را
قاب کرده ام،
گذاشته ام گوشه ای از قلبم...
آری...
شاعر من بودم و نقاش او...
فرق شاعر و نقاش اینجاست که
من می کُشتم و او می کِشید،
من با قلم کلمات را...
او با قلمش مَرا...
من از "چشمانش" می‌گفتم،
او "چشمانم" را می‌کشید...
آری...
نقاشِ من
فقط نقاشی نمی‌کشد،
دل را می‌کشد،سمتِ خودش...
دستش را می‌کشد،روی غبارِ دلم
آری...
نامش هم زیباست
مانند نقش و نگارِ
نقاشی هایش...!
دیدگاه ها (۱)

هشدار وحشدناک غمگین#تک‌ـ‌پارتی﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋او را زمانی دید ...

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

همان روز، نامه‌ای از مرز شمالی به عمارت رسید.دست‌خط نایک بود...

...پارت اول...

پارت ۲: اولین کلمات؛ شکافِ میانِ سکوتسکوتِ میانِ آن‌ها، سنگی...

نمیبخشمت p.23

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

.*مادرم شاعر بود*او تنها شاعری بود که دوستت دارم هایش را میپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط