{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📜 یادش بخیر؛ روز اعلام نتایج کنکور...

📜 یادش بخیر؛ روز اعلام نتایج کنکور...

دهه شصت، نه سایت سنجشی بود و نه خبری از اینترنت و پیامک!
روز اعلام نتایج که می‌رسید، صف جلوی دکه‌های روزنامه‌فروشی دیدنی بود؛ روزنامه را می‌گرفتیم و با چه استرسی، اسم خودمان را لابه‌لای هزاران اسم جست‌وجو می‌کردیم...

چشم‌ها دنبال یک اسم بود و دل، هزار بار می‌ریخت و بالا می‌آمد...
چه روزهایی بود؛ چه استرس شیرینی داشتیم... یادش بخیر ❤️


💯
دیدگاه ها (۰)

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

😍 از این کارا میکردین تو دبستان؟مهم نبود که دستمال هایمان بر...

خوندنش لذت بخش وخالی ازلطف نیست مهم نبود که دستمال هایمان بر...

اکبر آقا صاحب دکه ی روزنامه فروشی سر کوچه مان بود. مهم ترین ...

🔰1000 میلیارد دلار خسارت اروپا از بحران انرژی بخش سوم...🔰

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ²³نور صبح از لای پرده‌های ...

داستان کوتاه در انتظارش/ الهه پورعلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط