{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح روزی پشت در می آید و من نیستم

صبح روزی پشت در می آید و من نیستم
قصه دنیا به سر می آید و من نیستم

یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند
کاری از من بلکه بر می آید ومن نیستم
خواب و بیداری ... خدایا بازهم در می زند
نامه هایم از سفر می آید و من نیستم

هرچه من می آمدم تا نبش کوچه او نبود
روز آخر یک نفر می آید و من نیستم

در خیابان در اتاقم روی کاغذ پشت میز
شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم

بعدها اطراف جای شب نشینی های من
بوی یک سیگار زر می آید و من نیستم

بعدها وقتی که تنها خاطراتم مانده است
عشق روزی رهگذر می آید و من نیستم
دیدگاه ها (۱۳)

شنبه روزنخست هرهفته ستاولین روز بعد تعطیلــــــــــےعاشقانه ...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

این شعر بسلامتی دوستان مجازیم !!نازنینا!… لایک یعنی انتخابیع...

سلام دوستان احتمالاچندروزی نیستم حالم خوش نیس شاید دوسه روزد...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

پارت ۸Iz:یعنی من همین یه شب و مواظب اینا باشم تا بفهمین با...

صبح روزی پشت در می آید و من نیستمقصه دنیا به سر می آید و من ...

صبح روزی پشت در می آید و من نیستمقصه دنیا به سر می آید و من ...

صبح روزی پشت در می آید و من نیستمقصه دنیا به سر می آید و من ...

صبح روزی پشت در می آید و من نیستمقصه دنیا به سر می آید و من ...

صبح روزی پشت در می آید و من نیستمقصه دنیا به سر می آید و من ...

صبح روزی پشت در می آید و من نیستمقصه دنیا به سر می آید و من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط