میدونی؛

میدونی؛
خوبم من
فقط کلی خستم
دوست دارم بخوابم خواب نبینم..
مثل بچگیام که مامانم حمومم میکرد و از خستگی نمیدونسم چطور میخوابیدم
انگار که بیهوش میشدم.
بخوابم بی فکر و خیال
راحت..
بخوابم
اینقد بخوابم شاید خستگی بره بیرون
اصن بخوابم د بیدار نشم!
ولی بدبختی اینجاس روح خستس
روحم موقعه خواب که تو بدن نمیمونه خستگیش در بره
میره برا خودش ول میگرده
بعد که بیدار میشیم خسته تریم :)
همینه که هی میخوابیم و انگار نخوابیدیم
خستگی روح چجور در میره؟
مثلا ی بار برای همیشه از دست جسم نجاتش بدیم خستگیش در میره؟
این جسم شکجه اس براش!
هر طرفش و میخواد بچرخه ی بدبختی جلوشه
قلب با خاطره مین گذاری شده
مغزم ک انبار باروته
ینی باد بخوره بهش این فکر و خیالا خودشون جرقه میزنن میترکن تو سرت
هرچی میگردم راهی واسه اینک خستگیش و ازش دور کنم نیس
همون بشینیم ب در نگاه کنیم
دریچه آه بکشه
ببینم ارامش از کدام راه می آید..

#من‌نوشت
#تنها
#off
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیم حدیث داریم که وقتی شما میخوابید روحتو...

خاطرات و داستانهای ترسناکدخترخالم می گفت یکی از استادهاشون ت...

عشق یا قتل •پارت 7

فیکشن شاهزاده سبز

❥ 𖨥 شکجه ی عشق ❥ 𖨥part ¹⁵پرش زمانی به صبح‌ویو میسو صبح با خس...

شماره ۷ ازمایشگاهفصل ۳ ادامه پارت ۲۰خب حالا میگین ماریا کیه؟...

زخم عشق پارت 6

دو پارتی یونگی پارت¹تازه به خوابگاه جدید منتقل شده بود و شب ...

#مافیای_من p: 85*ویو ا.ت*ازونجایی که من مشکل خواب دارم مثل ه...

part 13دروغ شیرین♡که دیدم هویا اونجاست هویا:سلامممم جونگکوک:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط