#پوستر

#پوستر

زهرا برای این لباسش خیلی ذوق داشت،در دفتر خاطراتش که پیدا کردیم نوشته بود: امروز با مامان رفتیم لباس اکلیلی صورتی برای تولدم خریدیم، مامان برایم کیک پخته بود، بابا قرار بود دیر بیاید، به نبودن بابا عادت داریم، کاش میشد همیشه پیش بابا باشم...

پ.ن: زهرا کنار پدر شهید شد و تا ابد کنار هم خواهند بود.


🇮🇷پیروز میدان، ایران

✍🏻هنرمند: علیرضا یوسفی
دیدگاه ها (۰)

#پوستر🌿میکله سرا؛ روزنامه نگار ایتالیایی : آمریکایی ها بسیا...

خبرگزاری تسنیم: از سختی‌های سال 63 که می‌گفت. روایت می‌‌کرد:...

رمان آقای مغرور ، خانم لجباز قسمت نهم بابا:بچه ها متاسفم.کا...

سلام من ا،ت هستم من ۱۸ سالمه من با پدر مادرم توی مزرعه زندگ...

به شادیِ عمیقی نیاز داریم؛- یک صبح سرد زمستانی از خواب بیدار...

به شادیِ عمیقی نیاز داریم ؛- یک صبح سرد زمستانی از خواب بیدا...

قصه‌ای از مرگ، از وقتی سرمان را برگرداندیم و دیدیم او دیگر ن...

🌀به شادیِ عمیقی نیاز داریم؛- یک صبح سرد زمستانی از خواب بیدا...

بی قـــــــرارم بـــرای داشتنتـــ برای تو مینویسم که بودنــ...

تک پارتی/چند پارتی جین جین جییینن☁️🪷وقتی زمستانه و با هم میر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط