{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی/چند پارتی جین جین جییینن☁️🪷

تک پارتی/چند پارتی جین جین جییینن☁️🪷
وقتی زمستانه و با هم میرید کوه《2》🤍❄️




×بدو بدو بدو
بچه ها با سرعت سمت کلبه میرفت منم کنار جین وسایلا رو جا به جا می کردیم

-آخيش تموم شد..یا شما دو تا نباید کمک کنید
÷ما هنو بچه ایم بابا
-اره جونه خالت
+به خواهر من چیکار داری؟
-خو پ خواهر خودمو بیارم وسط
+اره
-کم اوردم
+هه

چند دیقه بعد
هم من هم جین لم داده بودیم رو مبل که جیا اومد و گفت
×بیاید بریم برف بازی
+من نمیام(بی حال)
-منم نمیام(بی‌حال)
وایسا ببینم اگه بریم برف بازی می تونم انتقام بگیرم(ذهن جین و جینا)
مثل برق پرده ها نشستم جین هم مثل من
+-بریم

رفتیم اتاقمون و وسایل لازم رو پوشیدم و همزمان اومدیم بیرون از اتاق از اون جایی که بحثمون شد جین رو انداختم اتاق مهمون
(چهار تا اتاق داره)
ی چشم غره برای جین رفتم که جیا اومد سمتم و با ذوق گفت
بریم؟
منم با ی لبخند گرم گفتم
بریم
همگی رفتیم بیرون جونگ مین رو شونه های جین بود
-خب بیا پسرم تیم مامانتو ترور کنیم
مواظب باش ما ترورتون نکنیم

جیا با چوب رو زمین خطی کشید و گفت
×خب این مرز بین ماعه یک روبع وقت داریم که قوله برف ها رو بسازیم
بعد اومد سمتم و گوشی رو گذاشت زمین و گفت
×۱،۲،۳شروع کنید


یک ربع بعد
×وقت تمومه
مامان دو رو گفتم بزنشون اوکی؟(اروم)
+باشه(اروم)
÷شما چی دارین اونجا پچ پچ می کنین؟
×۱ ، ۲
شروع کردم به زدن جیا هم چون ضایع نشیم تعجب زده گفت ۳ و شروع کرد به زدن

من جین رو همش حدف می گرفتم و اونم جا خالی میداد و......

شب میزارم
دیدگاه ها (۰)

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۱ | «انتخاب جیا»...

پارت ۲۰ویو جیازیادی نزدیک بود آروم بلند شد بهم اشاره کرد که ...

برای کوک اومد حرفش رو بزنه که یکی از خدمتکارا صحبتش رو قطع ک...

پارت جدید ..میگذرد..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط