پارت دوم
پارت دوم
برگهی بورا رو داد از ۱۰ نمره بود
بورا شد ۸/۵
برگهی نیل هم داد شده بود ۹ داشت چکش میکرد
برگهی منم داد شدم ۹
برگهی بورا رو داد از ۱۰ نمره بود
بورا شد ۸/۵
برگهی نیل هم داد شده بود ۹ داشت چکش میکرد
برگهی منم داد شدم ۸
برگهی چن نفر دیگه هم داد و رسید به برگهی سوهی اینم شده بود ۹
من داشتم میرفتم خانم یه جا اشتباه کرده بود
وقتی رفتم سر میز خانوم دیدم نیل و سوهی هم اومد
اینا از هم تقلب کردن و دوتا شون جواب "جواب سوال دو رو نوشتنه بودن توی سوال سه"
و هی داشتن غر غر میکردن که ما درست نوشتیم فقط جا به جا نوشتیم خانم هم قبول نکرد
سوهی رفت نشست پشت سرش نیل هم داشت میرفت پیشش بعد من گفتم از رو هم تقلب میکنید همین میشه دیگه
سوهی یجوری نگام کرد که انگار ارث پدرشو خوردم با اون دماغ کج و کولش
قبلشم اونا بهم تیکه انداخته بودن بخاطره همین گفتم
خلاصه هی بهم تیکه مینداخت
اومده بودن با بورا حرف بزنن بعد با منم حرف زدن سوهی گفت که اینی که گفتی حالت تیکه انداختن بود نباید میگفتی
منم گفتم این همه شما به من تیکه میندازین یه بارم من
دهنشو بست و درمورد دوست پسر داشت با بورا حرف میزد که اره براش نود میفرستی
بعد من پشمام ریخت میخواستم بگم مگه همه مثل توئه که برا یه پسر نود بفرستن خلاصه داشت درمورد اینا حرف میزد
کلاس تموم شد و منم رفتم خونه
واقعا رومخم بود نمیتونم تحمل کنم اون لیاقت هیچی رو نداره
مثل همیشه کسل کننده گذشت
من فقط داییمو داشتم اونم یه شهر دیگس
البته میاد بهم سر میزنه ولی خب تو این خونه تنهایی خیلی بده گفتم خونه تنها باشم رو دوست دارم ولی نه اینقدر
رفتم یه چیزی خوردمو درسایی که معلم داد رو یه مرور کردم و نشستم فیلم دیدم
برگهی بورا رو داد از ۱۰ نمره بود
بورا شد ۸/۵
برگهی نیل هم داد شده بود ۹ داشت چکش میکرد
برگهی منم داد شدم ۹
برگهی بورا رو داد از ۱۰ نمره بود
بورا شد ۸/۵
برگهی نیل هم داد شده بود ۹ داشت چکش میکرد
برگهی منم داد شدم ۸
برگهی چن نفر دیگه هم داد و رسید به برگهی سوهی اینم شده بود ۹
من داشتم میرفتم خانم یه جا اشتباه کرده بود
وقتی رفتم سر میز خانوم دیدم نیل و سوهی هم اومد
اینا از هم تقلب کردن و دوتا شون جواب "جواب سوال دو رو نوشتنه بودن توی سوال سه"
و هی داشتن غر غر میکردن که ما درست نوشتیم فقط جا به جا نوشتیم خانم هم قبول نکرد
سوهی رفت نشست پشت سرش نیل هم داشت میرفت پیشش بعد من گفتم از رو هم تقلب میکنید همین میشه دیگه
سوهی یجوری نگام کرد که انگار ارث پدرشو خوردم با اون دماغ کج و کولش
قبلشم اونا بهم تیکه انداخته بودن بخاطره همین گفتم
خلاصه هی بهم تیکه مینداخت
اومده بودن با بورا حرف بزنن بعد با منم حرف زدن سوهی گفت که اینی که گفتی حالت تیکه انداختن بود نباید میگفتی
منم گفتم این همه شما به من تیکه میندازین یه بارم من
دهنشو بست و درمورد دوست پسر داشت با بورا حرف میزد که اره براش نود میفرستی
بعد من پشمام ریخت میخواستم بگم مگه همه مثل توئه که برا یه پسر نود بفرستن خلاصه داشت درمورد اینا حرف میزد
کلاس تموم شد و منم رفتم خونه
واقعا رومخم بود نمیتونم تحمل کنم اون لیاقت هیچی رو نداره
مثل همیشه کسل کننده گذشت
من فقط داییمو داشتم اونم یه شهر دیگس
البته میاد بهم سر میزنه ولی خب تو این خونه تنهایی خیلی بده گفتم خونه تنها باشم رو دوست دارم ولی نه اینقدر
رفتم یه چیزی خوردمو درسایی که معلم داد رو یه مرور کردم و نشستم فیلم دیدم
- ۵.۰k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط