{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک که بودم ، وقتی‌ زمین میخوردم ،مادرم مرا می‌بوسید،

کودک که بودم ، وقتی‌ زمین میخوردم ،مادرم مرا می‌بوسید،
تمام دردهایم از یادم میرفت ...
دیروز زمین خوردم، دردم نیامد ،
اما...
به جایش تمام بوسه‌های مادرم به یادم آمد
دیدگاه ها (۱۰)

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

قسمت ۶

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط